احمد على خان وزيرى

6

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

از آن جمله فهل و فهره نوشته بودند . معلوم است كه از فهل مراد همين بمپور است [ 15 ] و فهره همين فهره هفت فرسخى بمپور كه به حسب واقع و وضع واصع همه اين بلوچستانى كه در تصرّف حكمران كرمان است بلكه كيچ و خاران و كلات‌نصير همه مكران است . ولى به عرف اين زمان همان گه به كسر كاف پارسى و سكون‌ها و قصرقند و چانپ را مكران گويند و ساير بلوچيّه را خاك مكران ندانند و صاحب عقدالعلى « 1 » كه كتابى در تاريخ كرمان نوشته [ 16 ] بمپور و بمپر نگاشته ، وجه تسميهء بمپور ظاهر است . يعنى پسر بم و به حسب كنايه يعنى بم كوچك . اين بمپور آبش [ از ] رودخانه است كه قريب سى آسياب گردان دارد و در ده فرسخ راه طولا و چهار فرسخ عرضا زراعت مىشود . اوّل اراضى آن بمپور است و آخر اراضى آن محلّى است كه آن را كوچ كردون مىگويند . اين زمان سالى سى هزار من گندم و جو زراعت مىشود . [ 17 ] ولى قابل صد هزار من بذر گندم و جو است كه زراعت نمايند و حال گندم و جو بذرى دوازده بذر عمل مىآيد . اگر اهتمام نمايند قابل سى هزار من بذر ذرّت مىباشد . زيرا كه هم آب فراوان است هم زمين وسيع . و ذرّت هم در آنجا بذرى سى بذر عمل مىآيد . و ليكن حال ، زياده از هفتاد هزار من ذرّت عمل نمىآيد . خربزه آنجا بد است ، ولى هندوانهء بزرگ و شيرين و ممتاز [ 18 ] عمل مىآيد . سالى قريب ده دوازده هزار من كنجد و ماش و لوبيا و ارزن عمل مىآيد . و جزئى برنجى و پنبه هم عمل مىآيد ، ولى اگر اين ملك در دست كس با كفايت و [ با ] هوش باشد قابل دو كرور من كنجد و ماش و لوبيا و ارزن و شلتوك و پنبه است . زمين آنجا خاك خالص است . بعضى جاها ريگ هم دارد . در سال‌هايى كه باران زياد مىبارد همهء دشت و صحراى آنجا يونجهء [ 19 ] خودرو و گياه سبز مىشود و به قدر يك ذرع بلند مىشود ، كه به هيچ وجه زمين ظاهر نيست ، مگر جايى كه تلّ نرم ريگ باشد . در صحراى آنجا كغارك « 2 » كه به تركى قارچ و به فارسى سماروغ و به عربى فطر گويند عمل مىآيد و هواى آنجا به شدّت گرم است و مختلف و با عفونت آبش از رود و خوشگوار هزار درخت خرما بيشتر ندارد . در باغى كه رشيد خان در نزديكى

--> ( 1 ) . در عقد العلى ديده نشد . ( 2 ) . كغارك : در گويش كرمانى نيز به معنى قارچ است .